(1 دل)

امشب خدا یاری کند دل را به یغما می برم
مجنون عالم می شوم او را ثریا می برم
رندی و مستی کار ما آتش فتاد انبار ما
آتش به دنیا میزنم تا اوج گرما می برم
شبها نشستم تا سحر با شعر چشمانت ولی
شاید تو را ای نازنین فارغ ز رویا می برم
چندی فراقت میکشم خط و نشانت میکشم
در این غزل آری تو را با قلب شیدا می برم
ای مطلع اشعار من بیت غزل پایان شده
مانند یوسف می شوم اما زلیخا می برم
(1) را بار دگر رسوای رسوایش مکن
در شاه بیت این غرل تنهای تنها می برم
#_1_ژولیده_1
@keyhanzholideh66
برچسب:
نویسنده: کامران کاشانی