(میل قمر)

من از دلواپسی های، دلم ، هر شب خبر دارم
نه صبری بر دلم مانده نه نوری در بصر دارم
من از نسل سلیمانم و یا از نسل کنعانم
نمی دانم چرا هر شب، چنین میل قمر دارم
خلایق جمله خوانندم ، به رندیِ خراباتم
خرابات ار مغان باشد دگر از وی حذر دارم
الا ای شیخ شیرازی دری را بسته ای بگشا
غزل را گفته ای جانا که من چشمی بدر دارم
دو چشم خویش بگشودم که بینم روی زیبا را
نگفتی چشم بر بندم که قلبی پر شرر دارم
الا ای مرغ خوش آوا بخوانش دم بدم امشب
اگر شه بیت اشعارم دو چشمم بر سحر دارم
غزل از دست 1 به تنگ آید چرا هر شب
خدایا عاشقی هستم و عشقی را به سر دارم
#_1_ژولیده_1
@keyhanzholideh66
برچسب:
نویسنده: کامران کاشانی