(زخم 1 )

تیر مژگان تو وقتی زخم کاری می شود
اشک از چشمان 1 باز جاری می شود
می زنی زخم زبان و می شود مجروح جان
کار این مجنون دوباره آه و زاری می شود
حرف های تو فرو در دل چو نیش خنجر و …
قهوه تلخ لبت چون زهر ماری می شود
غصه وقتی که بپوشد صورت ماه تو را
قلب 1 دچار میگساری می شود
قامت رعنای مثل سرو شیرازت چرا ؟
گردن آویزی برای چوب داری می شود
جان به قربان سرشک چشم لیلایی تو
تا که در ناز نگاهت عشق ساری میشود
کاش می دیدی مرا در برزخ تنهاییم
با تو آژیر بهشتم اضطراری می شود
درد ژولیده فراوان است و درمانش محال
دشت از چشمان کیهان آبیاری می شود
#_کیهان_ژولیده_1
برچسب:
نویسنده: کامران کاشانی