هر کدام از این فضاهای مفرح مختصات خاص خودش را دارد و برگ برنده ای. مثلا مدیری در لحن و اجرا و استفاده درست از کلام موفق است. بازی با میمیک صورت، مکث و ریتم، از خصویات این فرم از طنازی است. او حتی تمسخر هم را در قالب طنازی های خودش نهادینه می کند و البته که انرژی های منفی مردم را خارج می کند، اما سال هاست که دیگر اتفاق خاصی نیست.
شروع طوفانی و متفاوت «لیسانسه ها» در سکانس سرگردانی سه کاراکتر اصلی داستان در یک بیابان ناشناخته. سکون سازی و فاصله گذاری دائمی میان دیالوگ ها. موقعیت های که به حوصله پرداخت می شود و عجله ای برای رد شدن و مزه ریختن های کلامی ندارد.
کاراکترهایی که کاملا شخصیت منحصر به فرد دارند و کمتر تیپیکال رفتار می کنند، طنز صحت را ویژه و خاص می کنند. او با ساخت چنین فضایی هر جقدر که می خواهد دست به هجو می زند. سورئالیسم موجود درکارهای او اجازه می دهد تن کاراکترهای کت و شلوار کند و به استخر بفرستد. از دل این هَجو نوعی نقد ظریف و دلنشین در می آید. چه خوب که تلوزیون این صداها را تحمل کند. هم مخاطب می بَرَد و هم رسانه ملی.
صحت، شان مخاطب را حفظ می کند و برای کار ارزش قائل است. ببینید استفاده درست از موسیقی آوازی ایران را و شوخی های محترم و به جایی که با فضای آواز ایرانی می کند. شوخی های ژآنری با ابزار های سینمایی مثل اسلوموشون و...لیسانسه ها پر از خلاقیت است. این آب تنی با کت وشلوار را چه بهتر درتلویزیون خودمان نقد کنیم تا در تلویزیون های معاند آن ورآبی. در واقع سوزنی است به خودمان در کنار جوالدوزهایی به دیگران. والسلام.
برچسب:
نویسنده: کامران کاشانی